الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

499

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

استعداد نيز شايد به همين صورت باشد . البتّه احتمال تأكيد نيز چندان دور نيست . سپس مىافزايد : « زندگى دنيا شما را نفريبد آن‌گونه كه پيشينيان و امّتهاى گذشته و اقوامى را كه از ميان رفتند فريب داد » ؛ ( و لا تغرّنّكم الحياة الدّنيا كما غرّت من كان قبلكم من الأمم الماضية ، و القرون الخالية ) . آرى ! ما مىتوانيم آيندهء زندگى خود را در آينهء زندگى ديگران به صورت شفاف مشاهده كنيم و اين يك واقعيّت است كه امام در خطبه‌هاى متعددى از نهج البلاغه بر آن تكيه فرموده است ، دست ما را مىگيرد و به سوى تاريخ گذشتگان مىبرد ؛ تاريخ تكوينى و نه تدوينى كه در ويرانه‌هاى قصرهاى آنها و آثار بازمانده از زندگانى پر زرق و برقشان نمايان است . امروز خوشبختانه موزه‌هايى كه بخش مهمّى از آثار پيشينيان در آن گردآورى شده ، مىتواند كمك بيشترى به ما بكند ؛ در يكسو تخت و تاج فلان پادشاه ، در سوى ديگر شمشير مرصّع و جواهرنشان فلان فرماندهء بزرگ و بالاخره در سوى ديگر اجساد موميايى شدهء فراعنه . هر چند دنياپرستان اين موضوع مهم را نيز تحريف كرده و آن را تبديل به چهرهء ديگرى از دنياپرستى نموده‌اند ؛ موزه‌ها براى صاحبانش وسيلهء درآمد و براى بازديد كنندگان وسيلهء افتخار و مباهات نسبت به تاريخ گذشتهء خود شده است . در كتاب البيان و التبيين جاحظ ، آمده است كه حذيفه و سلمان دربارهء عجايب دنيا باهم سخن مىگفتند درحالى كه در كنار ايوان كسرى نشسته بودند . مرد عربى از طايفهء « بنى غامد » آنجا بود كه چند گوسفند را براى چرا همراه داشت ؛ هنگام شب آنها را به داخل ويرانهء كاخ كسرى مىبرد كه باقى ماندهء تخت كسرى كه از سنگ مخصوصى بود در آنجا بود . گاه اين مرد اعرابى بر آن مىنشست و